تبليغاتX
ژانرشناسی

ژانرشناسی

15

 

ژانرهای زنانه / دخترانه
زنایی که وقتی تو خیابون یکی بهشون میگه این مانتو رو از کجا خریدی؟ با نگاه عاقل اندر سفیه میگن :بهم کادو دادن! بعد که رد میشن میگن: اه آدم یه لباس تک میپوشه همه میخوان بخرن!


زنایی که  قبل از جلسه خواستگاری  میرن خونه دختر، تا خودشون دختر رو سر
لخت ببینند.


زنایی که بچه 6ساله رو تو اتوبوس و مترو و ... به دوش میگرین تا یکی پاشه بشینند.


دخترایی که هرکی بهشون سلام کنه فک می کنن خواستگاره!


دخترایی که تو اتوبوس شالشون رو برمیدارن و گیره ی موهاشون رو سفت می کنند.


دخترایی که به پسرای کوچیک تر از خودشون میگن داداشی.


دخترایی که جلوی بقیه دخترا دو دستی میچسبند به دوست پسرشون.


دخترایی که موقع کنکور میرن موهاشونو از ته میزنند.


دخترای نوجوانی که عاشق اولین و جوانترین دبیر مذکرشون میشند.


دخترای نوجوانی که عاشق دخترای سال بالاییشون تو مدرسه میشن و براشون دفتر خاطرات مینویسند.

ژانر های مردانه / پسرانه
مردایی که تو اماکن عمومی  بی ابا مع..شون رو می خارونن!


مردایی که از قصد میان طرف میله میان قسمت مردانه و زنانه اتوبوس وایمیسن.


مردایی که وقتی باهاشون حرف میزنی سرشون پایینه داره میچسبه به زمین، وقتی میری بیرون به بقیه آمار میدن که فهمیدند2 ماهه حامله ای!


مردایی که اصرار دارن بهت ثابت کنند زن ذلیل هستند.


مردایی که تو مترو، زل میزنند به دست فروش س.وت.ی.ن فروش داخل واگن زنانه.


پیرمردایی که تو اتوبوس عکس ص.ک.ص.ی با دختر خوشکل روبروشون بلوتوث میکنن!


پسرایی که ته آی دیشون  یه خوشکل و باحال و ... میذارن بعد  میرن تو روم.


پسرایی که یه بار اومدن تهرون یه دافی بهشون خندیده قپی میان همه دافای تهرون واسشون میمیرن.


پسرایی که موتور میخرن تا دافشون بچسبه بهشون.


پسرایی که برای همه لینک های  دختر یه وبلاگ کامنت خصوصی با شماره تلفن میذارن غافل از اینکه سه تا از همین لینک ها واسه همون نویسنده وبلاگه.


پسرایی که اس ام اس صبح بخیر و شب بخیرشون ترک نمیشه.


پسرایی که تو یه اس ام اس 160 کارکتری سه بار اسمتو با جان می نویسند.


پسرایی که موقع دیدن دافشون میگن یه ساعت دیگه با دوستم قرار دارم، میرن پیش اون یکی داف.


پسرایی که از شهرستان میان و ادعای روشنفکریشون میشه که با یه دختر تهرانی راه برن!


پسرایی که تو چت اصرار دارن عکس دختر مقابلشون رو ببینند.

پسرایی که تو کافی شاپ تنها میشینند و سیگار دود میکنند.


پسران نوجوانی که رفیقشون رو میبینن مثه رپ کن ها رفتار می کنند.


ژانرهای  عمومی
اونایی که هی تو فرنفید و توییتر ژانر می نویسن.


اونایی که بعد از آپدیت کردن وبلاگ، 100 بار صفحه کامنت رو چک می کنند.


اونایی که میپرسی" هفته بعد کجایید؟ میگن: خارج. میپرسی: به سلامتی کجا؟ میگن: مکه!


اونایی که 2 ترم زبان انگلیسی رفتند از 10 تا کلمه 3 تاشو انگلیسی میگن.


اونایی که از بس ساسی مانکن گوش دادن شعراشو حفظن بعد تو یه جمع میگن آهنگاش خیلی خزه!


اونایی که صدای هدفون  ام پی تریشون تا فاصله 6 متری رو پوشش میده.


اونایی که آدرس وبلاگشون رو رو دیوار مدرسه و ایستگاه اتوبوس و خرابه ها وندال گونه مینویسن.


اونایی که میری تو مغازه شون سریع یه آهنگ توپس دار میذارن.


اونایی که ماه رمضون از قصد میشینن یه جای تو چشم دانشکده هی میخورن.


اونایی که موقع مصاحبه، برگه خبر رو میگیرن و خودشون مینویسن!


اونایی که گو.زید.نشون هم توییت میکنند.


اونایی که تو "درباره وبلاگ " شون شماره تلفنشون رو با عکسشون گذاشتند.


اونایی که تو درباره وبلاگ نوشتند این وبسایت.


اونایی که به کامپیوترشون میگن " کامی".


خواننده هایی که موفقیت رو شبه بنیامین خونی میدونند.

 

م.آخوندی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 19:49  توسط ژانرشناسان  | 

14

 

اینایی که اصرار دارن تاکید کنن پولشون خونه است و الان همراهشون نیست.

اینایی که ناموفقن و اصرار دارن همه این رو به حساب بی‌حوصلگی و دپرسیشون بذارن، نه خنگیشون.

اینایی که سنشون کمه، سیبیل می ذارن که بزرگ شن.

اینایی که سنشون زیاده، شاد می‌پوشن که کوچیک شن.

اینایی که سیاه می‌پوشن تا لاغرتر به نظر بیان.

اینایی که بالاخره به یه بهوونه‌ای کارت استخرشون رو نشونت می‌دن.

اینایی که می‌رن بالاشهر یه اتاق سی متری کرایه می‌کنن.

اینایی که همیشه قیمت همه چیز رو می‌دونن تا سند محکمی برای مصرف بالاشون داشته باشن.

اینایی که تو اداره‌ها هر مسئولیتی داشته باشن به همه می‌گن مدیر اونجان.

اینایی که از لوندی و شیطنت همسرشون آتیش می‌گیرن ولی تو جمع به همه لبخند می‌زنن.

اینایی که تا لیسانس می‌گیرن، اورکت بلند می‌پوشن و می‌شن فرشته نجات یه دختر دانشجوی سال پایینی.

اینایی که چون با عینک خوشگل‌ترن حاضر نیستن چشمشون رو عمل کنن.

اینایی که زشتن و عینک آفتابی گنده می‌زنن.

اینایی که بدون هیچ دلیل خاصی ماشین شاسی‌بلند سوار می‌شن.

اینایی که تو ماشینای آخرین مدلشون نشستن و سر پیچ‌های جاده چالوس آشغال می‌ریزن کنار جاده.

اینایی که چون پولدارن فکر می‌کنن حتما با فرهنگن و با چیپس می‌رن سینما فرهنگ.

اینایی که سری کتاب‌های دارینوش رو دارن.

اینایی که سالی یه بار روز تولد آدم زنگ می‌زنن و قد یه سال منت می‌ذارن.

اینایی که اصلا زبان بلد نیستن ولی اگه تو یه جمعی یه فیلم سه ساعته زبون اصلی پخش بشه تا آخرشو می‌بینن.

اینایی که ذاتا بد لباسن و فکر می‌کنن اگه درباره مارک معروف لباساشون صحبت کنن این مشکل حل می‌شه.

اینایی که درس خوندن و فکر می‌کنن بی‌سوادا هوش و درک ندارن.

اینایی که درس نخوندن و فکر می‌کنن باسوادا دزدن و فرصت طلب.

اینایی که مدام یاد فامیلشون می‌کنن که خارجه.

اینایی که تو چشم و هم چشمی، زشت‌ترین و سخت‌ترین اسم رو می‌ذارن رو بچه بیچاره‌شون.

اینایی که الکی جوگیر می‌شن همه رو مهمون می‌کنن.

اینایی که همش دپرسن.

اینایی که همش می‌خندن.

اینایی که سر کلاس سوال می‌کنن تا همه بفهمن که با سوادن.

اینایی که می‌گن من تو این زمینه تخصص ندارم و منظورشون اینه که تو یه رشته‌ای اوستان.

اینایی که با کت شلوار شیک از دریدا نقل قول میارن و فامیلشون که از شهرستان زنگ می‌زنه با لهجه محلی می‌رن یه گوشه آروم جوابشو می‌دن.

اینایی که تو سیصد و شصت دوستشون تستی می‌ذارن و بهش می‌گن خوجل.

اینایی که یهو الکی حرف جن.سی می‌زنن که کسی فکر نکنه عقب افتادن.

مردایی که همیشه با ماشین شخصی میرن مهدکودک دنبال بچه‌شون و هر روز باید با مربی مهد حال و احوال کنن.

اینایی که تصادف کردن پاشون می‌شله ولی همه جا از خاطرات جبهه‌ای تعریف می‌کنن که هیچ وقت نرفتن.

اینایی که عشق هامون و آژانس شیشه‌ای‌ان.

اینایی که هزار بار بر باد رفته رو دیدن.

اینایی که با کتابای فهیمه رحیمی گریه می‌کنن.

اینایی که دلشون لک زده واسه دو رکعت نماز ولی تا صدای اذان میاد اخمشون می‌ره تو هم.

اینایی که تنها می‌رن کافه زل می‌زنن به دختر و پسر میز روبه‌رویی.

اینایی که وقتی زن می‌گیرن بقیه زن‌ها رو با اسم کوچیک صدا می‌کنن.

زنایی که یک سال بعد از ازدواجشون، وزنشون سه برابر می‌شه.

اینایی که راننده خطی‌ان و قبلاها، یه شریک نامرد کل سرمایه‌شون رو بالا کشیده.

اینایی که از بددهن بودنشون حس خوبی دارن.

اینایی که احساس می‌کنن حقایق اصلی جهان رو درک کردن و چیزهایی که نمی‌دونن زیاد مهم نیستن.

اینایی که هر بار می‌رن رستوران کلی فکرمی‌کنن و آخرشم پیتزای مخصوص سفارش می‌دن.

اینایی که تو راه رستوران تصمیم می‌گیرن چی بخورن و تا می‌شینن سر میز، انتخابشون رو به همه اعلام می‌کنن.

اینایی که همه پست‌های عامه‌پسند و ابراهیم نبوی رو شیر می‌کنن.

اینایی که احساس می‌کنن حالا که جلال سمیعی وبلاگ ژانر نویسی درست کرده، حتما باید بشینن ژانر بنویسن.

اینایی که احساس می‌کنن این وبلاگ رو باید بخونن تا جامعه رو بهتر درک کنن.

 

علی حجوانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 19:47  توسط ژانرشناسان  | 

13

 

اينايي كه هر روز از توييتر ميان سلام و صبح بخيرهاي آنچناني مي كنن.

 اينايي كه هي گره روسري شون رو سفت و شل مي كنن.

اينايي كه تيكه آخر فاميلي شون رو نمي گن هيچ وقت چون اصالتشون رو نشون مي ده.

 اينايي كه يه چيزي مي گن هيشكي نمي خنده و يهو خودشون قهقه مي زنن.

 اينايي كه بچه شون مي گ.وزه هم قربون صدقه ش مي‌رن.

 اينايي كه به سيزده مي گن سينزده.

اينايي كه موقع غذا خوردن قاشق رو از اون پايين دسته ش مثل بيل مي‌گيرن.

 اينايي كه عاشق فرزاد حسني هستن.

 اينايي كه هر غلطي دلشون مي خواد مي كنن و ببخشيد گفتن لقلقه زبونشونه.

 اينايي كه موقع غذا خوردن قاشق رو از اون پايين دسته ش مثل بيل مي‌گيرن.

 اينايي كه بي پروا بلند عاروق مي زنن.

 اينايي كه يه جايي بدجور به گ.ه خوردن مي افتن اما ديگه راه برگشتي نمي بينن.

 اونايي كه وقتي بچه شون فحش مي كشه به جونشون لبخند مليحانه مي زنن.

 

 سنجاقک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 23:58  توسط ژانرشناسان  | 

12

 

اینایی که مثل مرده‌خورها تا توی ترافیک به محض رد شدن آمبولانس تندی پشت‌اش راه می‌افتن و گاز می‌دن.

 

م.مهتدی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 23:58  توسط ژانرشناسان  | 

11

 

اینایی که به بچه‌شون می گن توله‌سگ.
 
اینایی که به شوهرشون تو جمع می‌گن هاپوی من.
 
اینایی که روی مداد و شورت‌شون هم اسم می‌ذارن.
 
اینایی که تمام طول روز دنبال یه جوک جدیدن که شب واسه شوهره تعریف کنن عزیز بشن.
 
اینایی که توی نمایشگاه مطبوعات با آبدارچی غرفه نیم‌ساعت درباره‌ی انگاره‌های فلسفی گزارش دیروز روزنامه بحث می‌کنن.
 
اینایی که از نمایشگاه مطبوعات با کرفس میان بیرون.
 
اینایی که توی نمایشگاه مطبوعات توی غرفه‌شون ملیله‌دوزی هم می‌فروشن.
 
اینایی که همیشه یه مو از مادرشوهر می‌دزدن که واسه دعانویس ببرن فرداش.
 
اونایی که تا برنج‌شون ته می‌گیره نگران می‌شن که امشب شوهرشون طلاق‌شون می‌ده حتما.
 
 
 
جلال
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 21:9  توسط ژانرشناسان  | 

10

 

اینایی که تا می‌گی وای دنبال موضوع ناموسی‌ان.

اینایی که تو کوچه با اسپیکر موبایل آهنگ گوش می‌دن؛ اسمایلی لجن.
 
 
 
جلال
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 20:27  توسط ژانرشناسان  | 

9

 

اینایی که می‌گن: من همیشه قهوه رو تلخ می‌خورم و بعد وقتی قهوه‌ی تلخ رو می‌خورن همه‌ی صورت‌شون جمع می‌شه تو هم.

اینایی که صبح ساعت هشت زنگ می‌زنن بهت می‌گن سلام «خسته نباشی»!!!

اینایی که از هر چیزی بد بگی، می‌گن برو خارجی‌اش رو بخر، معرکه‌اس.

اینایی که سر راه برگشت از سوریه با هواپیما از روی ترکیه رد شده‌ان، بعد می‌گن: آنتالیا که بودیییییییییم...

غیرسیگاری‌هایی که برای کم نیاوردن جلو سیگاری‌ها می‌گن: من یه زمانی کاپتان بلک می‌کشیدم، شیرین بود.

اینایی که وقتی ازشون می‌پرسی ساعت چنده؟ هنوز سرشار از بامزگی می‌گن: نمی‌فروشم‌اش!

ایرانی‌هایی که همیشه با نفرت می‌گن: «این» ایرانی‌ها...

اینایی که دم عید می‌رن دوبی واسه کنسرت کامران و هومن بعد می‌گن رفتیم واسه بیزینس، نمی‌دونی این عرب‌ها چقدر پیشرفت کرده‌ان.

اینایی که وقتی بهشون می‌گی تو فضای در بسته باد در ندهید، می‌گن این نظر ِ هگله یا بودریار؟ از منظر سوسور چطور؟

اینایی که هربار قهوه ترک می‌خورن می‌گن من نمی‌دونم مردم چطوری به فال قهوه اعتقاد دارن، بعد فنجون‌شون رو به سمت قلب‌شون چپه می‌کنن.

 اونایی که هر کنسرت و سینما و تئاتری که می‌رن می‌گن عالی بوده.


اونایی که هر کنسرت سینما و تئاتری که می‌رن می‌گن مزخرف بوده.

 

م.مهتدی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 22:47  توسط ژانرشناسان  | 

8

اینایی که به دانشگاه می‌گن یونی!

اینایی که وقتی اس ام اس می‌دن می‌گن من خوبم، یو چطوری؟

اینایی که با حروف کوچیک و بزرگ ِ انگلیسی بازی می‌کنن: khoOobi

اینایی که آرایش می‌کنن بعد می‌رن آتلیه عکس می‌گیرن بعد عین اش رو می‌گذارن تو سیصد و شصت‌شون!


اینایی که وقتی تو تاکسی نشستی روزنامه گذاشتی رو پات، سرشون رو می‌کنن تو روزنامه‌ات و اگر ورق بزنی نچ نچ می‌کنن.


اینایی که پشت فرمون دست تو دماغشون می‌کنن بعد اگه یکهو ببینن داری نگاشون می کنی، شروع می‌کنن کنار دماغشون رو تند تند خاروندن.


دخترایی که کفش پاشنه‌بلند می‌پوشن با مقنعه و کوله پشتی.


پسرایی که تیشرت استرچ اسپرت تنگ تن‌شون می‌کنن با شلوار پارچه‌ای و کفش نوک‌تیز.


اینایی که وقتی تو مهمونی‌ها می‌رقصن همراه با آهنگ از حفظ می‌خونن.


روشنفکرایی که می‌گن کمتر از باخ گوش نمی‌دن بعد وقت رقص تمام شعرهای اندی رو از بر هستن و باهاش هم‌خوانی می‌کنن (با بالایی یه کم ارتباط داشت).

اینایی که به دستشویی می‌گین دششششویی.

 

م.مهتدی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 21:58  توسط ژانرشناسان  | 

7

 

پسرایی که از تمام دخترای کلاس جزوه می‌گیرن.
 
دخترایی که می‌میرن واسه اینکه به یکی به‌زور جزوه بدن.
 
استادایی که نت‌هاشون رو ازشون بگیری کپ می‌کنن درس یادشون می ره.
 
دخترایی که توی سیزده‌سالگی خودشون رو موظف می‌دونن که سهراب بخونن.
 
 
 
جلال
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 18:51  توسط ژانرشناسان  | 

6

 

اینایی که واسه کنکور می‌رن کلاسای یوگا ثبت‌نام می‌کنن.
 
مسافرایی که سر عوارضی تهران ـ قم بیدار می‌شن می‌گن آقا قم نرسیدیم؟
 
اینایی که وقتی خیلی جیش دارن بلند می‌شن ورجه‌وورجه.
 
 شیرینی‌فروشایی که خودشون از روی هر جعبه یکی ورمی‌دارن می‌خورن.
 
اینایی که به تزریقاتچی می‌گن "آقای دکتر" لطفا "یواش" بزنین.
 
اینایی که جمعه‌ها هرکی رو می‌بینن که داغونه فکر می‌کنن منتظرظهور حضرته.
 
اینایی که واسه عیادت مریض مجله و جدول باطله می‌برن.
 
اینایی که هروقت از دستشویی میان بیرون جلوی همه اول زیپشون رو چک می‌کنن.
 
اینایی که فقط صورتشون برنزه‌ست.
 
اینایی که برای حفظ کانون خانواده، خانوادگی میان کافی‌شاپ.
 
دخترهایی که ته کلاس می‌شینن و ناخوناشون رو سوهان می‌زنن هی.
 
اینایی که فقط سر کلاس ناخوناشون رو سوهان می‌زنن.
 
دخترایی که همیشه دنبال یه‌چیزی ته کیف بزرگشون می‌گردن؛ پیداش که نمی‌کنن کیفو خالی می‌کنن رو میز.
 
اینایی که تا میان توی مترو به همه میگن بلند صلوات بفرستین.
 
اینایی که واسه بازکردن باب آشنایی سر صحبتو با "ببخشین دندوناتون خیلی قشنگه" شروع می‌کنن.
 
اینایی که جای دکمه‌ی افتاده‌ی مانتو شون سنجاق می‌زنن.
 
سرباز وظیفه‌هایی که شهرستانی‌ان و توی مانور پلیس می‌خوان تهرانی‌ها رو بکشن.
 
 
جلال
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 19:59  توسط ژانرشناسان  | 

5

 

اینایی که تا تب می‌کنن، هی دست یارو رو می گیرن می‌تپونن رو پیشونی خودشون. می گن: ببیــــن

اینایی که دستمال مچاله از کیفشون در می یارن می گن تمیـــزه به خدا .

اینایی که هر تقی به توقی می خوره ، رو به آسمون می کنن می گن : اگه خدایی هست...


نیکو

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 23:39  توسط ژانرشناسان  | 

4

 

اینایی که همیشه جیبشون باد کرده.

اینایی که از مکه کاست پ.و.رن سوغاتی میارن واسه خودشون؛ دقت کنین که سی‌دی نه، کاست.

 اینایی که تا اسمشون واسه مکه درمیاد دیگه مشروب نمی‌خورن.

 اونایی که تابلوئه که پر.یو.دن بعد می‌گن نه عسلم حساسیت دارم.

اینایی که پسرن ولی وقتی حرف می‌زنن مثل دخترا هی سرشون رو تکون‌تکون می‌دن.

اینایی که ادعای تمیزی‌شون می‌شه ولی بوی گند می‌دن همیشه.
 
اینایی که دخترن ولی سعی می‌کنن صداشون رو کلفت کنن تا جدی باشن یه پسر سختگیر بیاد بگیردشون.
 
اینایی که رو وبلاگشون با جاوا می‌زنن "خوش آمدین" بعد ما فحش می‌دیم.
 
اینایی که تو وبلاگشون به خواننده فحش خاشاک می‌دن. 
 
اینایی که تو مترو شیرجه می‌رن رو یارو که نصفه بلند شده.
 
اینایی که تا می‌رن دکتر می‌گن آقا آمپول هم بنویس.
 
اینایی که تو مترو می‌چسبت به ناموس‌شون بعد وقتی مترو یهو وایمیسه می‌رن تو شیکم ناموس.
 
 اینایی که روی شورتشون پرچم یه کشور چاپ شده.
 
 
جلال
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 22:38  توسط ژانرشناسان  |