63 - ژانرهای فرهنگی
اینایی که قبل خوندن داستانشون توضیح میدن و میگن که:" البته عذر میخوام، ممکنه کمی پیچیده باشه. امیدوارم با دقت گوش بدین. کار پستمدرنه دیگه".
اینایی که کار به قول خودشون پستمدرن مینویسن، هیچی هم از کارشون نمیشه فهمید. اما بعدش براتیگان رو به عنوان پیشواشون مثال میزنن.
اینایی که توی کارگاههای داستان تا یه کار پستمدرن اما بیسر و ته میشنون زودی یه لبخند رضایت میندازن روی لباشون که یعنی"ما فهمیدیم، شما نفهمیدین".
اینایی که فکر میکنن اگه توی کافه نشستن حتما باید یله بدن روی صندلی، قهوهی تلخ تلخ سفارش بدن و همزمان سیگار بکشن و وقت بیرون دادن دودش خودشونو بیشتر کج کنن. چون در غیر اینصورت روشنفکر نیستن.
اینایی که تا میشینن توی کافه بحث جدی و با صدای بلند میکنن راجع به ساسیمانکن و رپرهای دیگه و سبکهای مختلفشون رو بررسی میکنن.
اینایی که با کلی دک و پز میآن شهر کتاب که کتاب بخرن. کلی جلوی قفسهي داستان و رمان میایستن و آخرش با طمأنینه کتابهای مودبپور رو ورمیدارن.
اینایی که از پروین اعتصامی بگیر تا شاملو و لورکا تا بکت و هگل و مارکس و فروید روی دیوار اتاقشون عکس چسبوندن ولی از هر کدوم فقط اسمشو شنیدن.
اینایی که فکر میکنن توی عکسهای دسته جمعی بهتره به دوربین زل نزنن و به یه جای دیگه خیره شن که هنری باشه.
اینایی که سینمای ایران و هالیوود رو اصلا قبول ندارن و فقط سینمای اروپا رو نگاه میکنن اونم حتما باید پستمدرن باشه.
اینایی که با وجود صدای اون خانومه که میخواد موبایلها رو خاموش کنن، وسط تئاتر باز هم موبایلشون زنگ میزنه.
اینایی که وسط تئاتر یهو موبایلشون با صدای بلند آهنگ ساسیمانکن میزنه و عوض اینکه خاموشش کنن، تازه جواب میدن و بلند بلند توضیح میدن که اومدن تئاتر.
اونایی که توی سینما پشتت میشینن و از اول تا آخر اظهار نظر و ابراز احساسات میکنن، بلند بلند.
اینایی که توی سینما جلوی تو میشینن، روسریشونو برمیدارن، موشونو مرتب میکنن و میکشنش توی هوا و گیره بهش میزنن تا تو خوب از فیلم لذت ببری.
لیلی
