92


اینایی که مطمئن‌ن تا ازدواج نکنن، کسی آدم حساب‌شون نمی‌کنه.

اینایی که برای رفت و آمد فامیلی ازدواج می‌کنن.

اینایی که هدف‌شون از ازدواج، تشکیل خانواده می‌باشد.


91


اینایی که توی روزهای نمایشگاه کتاب، فقط می‌رن بخش جانبی‌ش، بادبزن پلاستیکی و سگ چرمی می‌خرن.


90


اینایی که تا یه گهی می‌زنن، فوری ازت خبر می‌گیرن.

اینایی که تا حل می‌شه گم می‌شن.

اینایی که چون می‌دونن خبر داری، چنگ می‌زنن تو روت.


89


اینایی که وقتی بهشون ابراز علاقه می‌شه گریه می‌کنن.


88


اینایی که بالقوه خانوم‌بازن، ولی بالفعل نه.


87


اون عزیز ارزشی که با یه من ریش توی فیس‌بوک همه رو دعوت به جنبش فری‌هاگ می‌کنه.


86


اینایی که دائم بهشون خیانت می‌شه.


85


اینایی که توی جیگرکی هم با چنگال غذا می‌خورن.


84


اینایی که هر زهرماری بگی کشیده‌ن، ولی چون حال نکرده‌ن باهاش فقط سیگاری مونده‌ن.


83


مایلم این ژانر تکراری رو بیان و ابراز چندش کنم: 

اینایی که تا نامزد می‌کنن، عکس پروفایل‌شون دو نفره می‌شه.


82


اینایی که هر وقت می‌آن توی مترو یا اتوبوس، لزوما ملت رو هل می‌دن، حتی اگه هیشکی نباشه جلوشون.


81


اینایی که هر شب توی چت ازش می‌پرسن هنوز مجردی یا نه؟

اونایی که هر شب باید ازشون پرسید.


80


اینایی که آویزون اونایی می‌شن که خیلی «خاص‌» هستن.


79


این دخترایی که واسه بقال هم عشوه شتری می‌آن، ولی دائما استفاده‌ی ابزاری از زن‌ها رو محکوم می‌کنن.

این دخترایی که همیشه بارشون روی دوش پسرهاست، ولی می‌گن ما ازوناش نیستیم.

 

78


اینایی که در جهت انجام فریضه‌ی آویزونی، زیر تمام آیتم‌های طرف در تمام سایت‌های خبری و اجتماعی و زهرماری کامنت‌های بی‌مزه می‌ذارن.


77


این دخترایی که توی وبلاگشون بهش فحش می‌دن، ولی توی گودر قربون‌ش می‌رن.


76


اینایی که توی کنکور اول یه دل سیر می‌شینن نخودچی ـ کشمش می‌خورن، یعد هم هر یه ربع می‌رن می‌رینن و می‌آن.


75


اینایی که واسه هر اتفاقی یه دیالوگ چاله‌‌روغنی از فیلم‌های مسعود کیمیایی می‌ریزن بیرون.


جلال

74


اینایی که توی هواپیما، بسته‌ی غذا رو می‌ذارن توی پاکت تهوع که با خودشون ببرن.


جلال


73


اینایی که دم عید برای همه‌ی نشریه‌های شماره‌ی نوروز، مطلب می‌نویسن.


جلال


72


اینایی که همیشه اعلام می‌کنن از بس مزاحم دارن تو فکر خریدن حلقه‌ن.


جلال


71


اینایی که با اونایی که همیشه می‌رینن بهشون، احساس نزدیکی بیشتری دارن.


جلال

70


اینایی که نمی‌شناسی‌شون، ولی می‌آن توی کامنت وبلاگت کامنت صمیمی می‌ذارن در حد شوخی دستی.

اینایی که تو این هیر و ویر منتظرن هخا بیاد مملکت رو بگیره.

اینایی که برای هر اتفاقی یه جمله‌ی قصار از یکی از بزرگان می‌تپونن.

اینایی که می‌خوان فضای گوگل‌ریدر و فیس‌بوک و فرندفید و توییتر رو اصلاح کنن؛ طفلی‌ها.


جلال

69

اینایی که هر بار وبلاگ می‌نویسن توی پست‌ش تاکید می‌کنن که خوشگلن.


راننده‌های تاکسی فرودگاه که با صدای بلند کاست آموزش مکالمه انگلیسی گوش می‌دن.


اینایی که همیشه یه سردرد خوبی دارن.


اینایی که خدا خدا می‌کنن بارون بیاد، بلکه بارونی‌شون رو بپوشن.


اینایی که توی بالاترین فانتزی‌های سیاسی می‌نویسن.


اینایی که هر ماه شیرینی نامزدی جدید می‌دن تو دانشکده.


جلال

68

اونایی که از لاغری مثل مدادن و وقتی میگن چقدر لاغری میگن نه بابا باید 10 کیلو کم کنم.
اونایی که پوستشون پره جوش اما میگن فلان کرم و بزن.من زدم عالی بود همه جوشام رفت.
اونایی که پشت تلفن صد ساعت درس خونه داری بهت میدم و شوهرشون همیشه از غذای سوخته و خاک رو ایینه شاکین.
اونایی که پشت تلفن هر 5دقیقه میگن خوب؟دیگه چی خبر؟
اونایی که هنوز دو روزم از تموم شدن درسشون نگذشته و میگن "اخی یادش بخیر زمان ما..."
اونایی که تا میخوان حرفشون و ثابت کنن میگن "دکتره تو تی وی میگفت...."
اونایی که جوک سه هزار سال پیش و برات sendمیکنن و 100تا missمیندازن که حتما برسه
اونایی که تا بحث سیاسی میشه میگن" ما یه دوستی داشتیم"
اونایی که هیکلشون مثل خمره است و مانتو کوتاه تنگ میپوشن
اونایی که سایزشون 50 اما میگن 44 بزرگ
اونایی که اه ندارن با ناله سودا کنن گوشی سری n میگیرن دستشون
اونایی که سواره تاکسی میشن و بوی پیاز داغ میدن
اونایی که برای تعمیر یخچال میان خونه و پاشون بوی گربه مرده میده
اونایی که به هر تعمیر کاری میگن مهندس
اونایی که مردونگی رو تو سیبیل میدونن
اونایی که ناخوناشون و از ته میگیرن و لاک قرمز میزنن
اونایی که پنکیک 1000تومنی میزنن به پوستشون و مثل گل میمونه رو صورتشون
اونایی که بدون جوراب کفش میپوشن
اونایی که رژشون انقدر غلیظ رو دندونشون میماله
اونایی که تخمه میخورن و سیاهی پوستش لای دندونشون میمونه و هی میخندن
اونایی که صبح زود سانس اول سینما رو با دوست پسراشون میرن
اونایی که تا ... جاشون سوخته واسه پولی که دادن اما جلو تو میگن نه بابا.خوب حساب کرد باهامون.


گیشنیزخان و شنبلیله‌بانو

67

اینایی که تا بهشون میگی وبلاگ داری میگن شنیدی میخوان وبلاگ نویسا رو اعدام کنن؟

 

اینایی که فکر میکنن زبان اصلی و زبان انگلیسی به یک معناست و می شود همه جا این دو واژه را به جای هم به کار برد.

 

اینایی که اگه 4 سال پیش، 3 دقیقه دیده باشنت تا رنگ آستر لباستم یادشونه.

 

اینایی که تو اتوبوس شروع میکنن با آدم حرف زدن بعد موقع پیاده شدن میگن حالا بفرمایید منزل یه چای در خدمت باشیم.

 

اینایی که کل دارایی مادیشون 100 هزار تومان هم نیست اما 18 تا کارت اعتباری مختلف دارن.

 

اینایی که غذای تهیه شده با مایکرو ویوو نمیخورن مبادا اشعه هاش سرطان زا باشه.

 

اینایی که 84 جور جراحی زیبایی کردن اما از آمپول زدن می ترسن.

 

مردایی که 67 دست کت و شلوار دارن اما همه شون یک مدل و یک رنگه.

 

اینایی که به هر حال وجود گشت ارشاد را ضروری می دانند، برای بعضی از این دخترای ...

 

اینایی که تمام پست های وبلاگشون بدون استثنا، به نوعی مربوط به آقای همسر یا همسر عزیز یا همسر جان یا آقا یا پیشی شونه.


فرانک

66


اینایی که هی توی ظل گرما می‌گن سردمونه.

اینایی که هی خودشون رو برای همه پرزنت می‌کنن.

اینایی که تاکید می‌کنن چون خیلی بیزی‌ان، فراموشکارن.

اینایی که تا می‌فهمن یارو بازداشت شده از استایلش حرف می‌زنن.

اینایی که سیگار را می‌گیرانند.

اینایی که توی عکس پروفایل‌شون هم با همسرشون _ یا شبیه‌ش ـ هستن.

اینایی که فقط واسه بیرون رفتن مسواک می‌زنن.
اینایی که از اونا همه‌ش بد می‌گن، ولی عین همونان.
اینایی که روی شله‌زرد تاکید می‌کنن: یا علی.

اینایی که می‌گن البته این نظر شخصی منه ولی فلان.

اینایی که می‌گن بستگی داره.

اینایی که فکر می‌کنن اطلاعات خیلی خره که بهشون می‌فهمونه داره شنودشون می‌کنه.

اینایی که فکر می‌کنن لزوما شنود می‌شن.
اینایی که هر شب سر در چاه می‌کنن که ناله کنن ولی ناله ندارن.
اینایی که به همه فحش می‌دن بعد می‌گن شماها نمی‌فهمین من چقدر خوبم.

اینایی که مثل من سیری براشون یه آرمانه.

اینایی که هر روز دستور زندگی‌شون رو از آقامون گارفیلد می‌‌گیرن.

اینایی که توی تحقیق دانشگاهی‌شون می‌نویسن منبع: گودر.

اینایی که ضد نظامن، ولی تازگی‌ها حتی از صحیفه‌ی نور نقل می‌کنن.

اینایی که فامیل همه‌ن.

اینایی که همه با هم خواهر و مادر و داداش و فامیلن؛ همه هم عاشق همن.


اینایی که خانوادگی حکم می‌زنن.

اینایی که هنوزم روی بلاگ‌شون آهنگ غیرمترقبه می‌ذارن.

اینایی که تو شرایط بحرانی یهو از وبلاگ نوشتن خداحافظی می‌کنن.

اینایی که از مردم فلسطین و افانستان کمک می‌خوان الان.

اینایی که به زور در غم دیگران شریکن و به زور می‌خوان دیگران رو هم شریک کنن.

اینایی که هنوز معتقدن مملکت قانون داره.
اینایی که تصادف‌های این هفته‌شون همه‌ش تقصیر طرفدارای موسوی‌یه.

اینایی که کتک می‌زنن بعد که کتک می‌خورن می‌گن این آشوب‌ها به نفع هیچ کس نمی‌باشد.

اینایی که درباره‌ی موسوی بحث عمیق می‌کنن و تهش می‌گن همه‌شون یه ...ن بابا.

اینایی که حدث می‌زنن. نمی‌دونن معناش با حدس خیلی فرق داره.

ژانر: اینایی که هی تلاش می‌کنن برای ثواب به شبکه‌ خبر اس‌ام‌اس بزنن و محکوم کنن.


جلال

65 - ژانرهای فیس‌بوک

 

انایی که هر سه ماه یه‌بار، عکس دوتایی‌شون رو با یکی می‌ذارن توی پروفایل‌شون.

اینایی که توی فیس‌بوک عکس تیر و تخته رو به اسم رفقا تگ می‌زنن.

اینایی که هر ماه وضعیت تاهل‌شون توی فیس‌بوک هی تغییر می‌کنه.

اینایی که عکس عمه‌شون رو هم اول شطرنجی می‌کنن، بعد می‌ذارن.

اینایی که لزوما برای همه لایک می‌زنن.

اینایی که می‌شینن توی فیس‌بوک روابط عاطفی ملت رو کشف می‌کنن.

اینایی که هر روز عکس‌شون رو عوض می‌کنن.

اینایی که عکس‌ حیوون می‌ذارن جای خودشون.

اینایی که عکس‌شون رو از پشت می‌ذارن توی پروفایل.

اینایی که هر روز استاتیوس ناله می‌ذارن.

اینایی که با همه‌ی فرندهایی که اد دارن، کامنت شوخی دستی می‌ذارن.


64


نایی که به خودشون می‌گن امامزاده.

اینایی که هر ماه می‌گن هیچ وقت ازدواج نمی‌کنم! دیگه تموم شد!

اینایی که همیشه رژیم هستند ولی همه چیز می‌خورند.

اینایی که همیشه گوشی‌شون رو اسپیکره و کل دوستان شنود می کنند و نظریه ارائه می‌دن.

اینایی که همیشه ترازو دست‌شونه و 70 گرم نون شب‌شون نیاید 75گرم بشه.

اینایی که سلام علیکشون با فحش شروع می‌شه.

اینایی که همیشه نفرین می‌کنند و می‌گن امکان نداره نفرینم نگیره.

اینایی که صدای غرغرهاشون قبل از خودشون می‌رسه.

اینایی که مانتوی بلند و گشاد تو کیف‌شون محض ورود و خروج از دانشگاه دارن.

اینایی که هر روز شکست عشقی خورده‌ن، ولی هر شب دارن پشت تلفن قربون‌صدقه‌ی هم میرن.

اینایی که فکر می‌کنن ساختمون همان سر جالیزه؛ طبقه‌ی اول می‌ایستن و داد می‌زنن تا یکی طبقه‌ی آخر جواب‌شون را بده.

اینهایی که فکر می کنن اجازه دارن کنارت بایستن و حتی ای‌میلی که داری تایپ می‌کنی را بخونن و به خودشون اجازه می‌دن موقع گفتگو با یه آدم دیگه از کنار کامپیوتر جم نخوردن و گفتگوت را بخونن!


دنیا

63 - ژانرهای فرهنگی

اینایی که قبل خوندن داستانشون توضیح می‌دن و می‌گن که:" البته عذر می‌خوام، ممکنه کمی پیچیده باشه. امیدوارم با دقت گوش بدین. کار پست‌مدرنه دیگه".

اینایی که کار به قول خودشون پست‌مدرن می‌نویسن، هیچی هم از کارشون نمی‌شه فهمید. اما بعدش براتیگان رو به عنوان پیشواشون مثال می‌زنن.

اینایی که توی کارگاه‌های داستان تا یه کار پست‌مدرن اما بی‌سر و ته می‌شنون زودی یه لبخند رضایت می‌ندازن روی لباشون که یعنی"ما فهمیدیم، شما نفهمیدین".

اینایی که فکر می‌کنن اگه توی کافه نشستن حتما باید یله بدن روی صندلی، قهوه‌ی تلخ تلخ سفارش بدن و هم‌زمان سیگار بکشن و وقت بیرون دادن دودش خودشونو بیشتر کج کنن. چون در غیر این‌صورت روشن‌فکر نیستن.

اینایی که تا می‌شینن توی کافه بحث جدی و با صدای بلند می‌کنن راجع به ساسی‌مانکن و رپر‌های دیگه و سبک‌های مختلفشون رو بررسی می‌کنن.

اینایی که با کلی دک و پز می‌آن شهر کتاب که کتاب بخرن. کلی جلوی قفسه‌ي داستان و رمان می‌ایستن و آخرش با طمأنینه کتاب‌های مودب‌پور رو ور‌می‌دارن.

اینایی که از پروین اعتصامی بگیر تا شاملو و لورکا تا بکت و هگل و مارکس و فروید روی دیوار اتاقشون عکس چسبوندن ولی از هر کدوم فقط اسمشو شنیدن.

اینایی که فکر می‌کنن توی عکس‌های دسته جمعی بهتره به دوربین زل نزنن و به یه جای دیگه خیره شن که هنری باشه.

اینایی که سینمای ایران و هالیوود رو اصلا قبول ندارن و فقط سینمای اروپا رو نگاه می‌کنن اونم حتما باید پست‌مدرن باشه.

اینایی که با وجود صدای اون خانومه که می‌خواد موبایل‌ها رو خاموش کنن، وسط تئاتر باز هم موبایلشون زنگ می‌زنه.

اینایی که وسط تئاتر یهو موبایلشون با صدای بلند آهنگ ساسی‌مانکن می‌زنه و عوض این‌که خاموشش کنن، تازه جواب می‌دن و بلند بلند توضیح می‌دن که اومدن تئاتر.

اونایی که توی سینما پشتت می‌شینن و از اول تا آخر اظهار نظر و ابراز احساسات می‌کنن، بلند بلند.

اینایی که توی سینما جلوی تو می‌شینن، روسری‌شونو برمی‌دارن، موشونو مرتب می‌کنن و می‌کشنش توی هوا و گیره بهش می‌زنن تا تو خوب از فیلم لذت ببری.

لیلی