پدرانی که حتما باید دخترشان را از سر درس بلند کنند تا برایشان چای بیاورد وگرنه احساس پدربودن نمیکنند.


مادرانی که تا دخترانشان را شوهر ندهند آب خوش از گلویشان پایین نمیرود.


دوستانی که فقط وقتی باهات کار دارند بهت زنگ میزنند اما اولش آنقدر قربون صدقه ات میروند که کارشان را راه بیندازی.


اینایی که درست تو اوج افسردگیت باهات شوخی شهرستانی میکنن و فکر میکنن خیلی بامزه‌ن.


اینایی که حرف بعد سلامشون لیستی از موفقیتهای اخیرشونه.


مادرانی که همیشه از دست بچشون گله دارن.

پدرانی که هنوز میگن زمان ما دختر حق نداشت تو چش باباش نگاه کنه.


دوستایی که تا ازت یه ایراد نگیرن روزشون روز نیست.


دوست پسر/دخترهایی که دو روزه باهات آشنا شدن اما احساس میکنن مالکت هستن.

 

صنم